صفحه اصلی > صفحه ی نمایش خبر دانشگاه 

سایز متن



ماه شعبان است و ماه رحمت است ***غرق شادى قلب آل عصمت است

به مناسبت ولادت مولی امام حسین، امام سجاد علیه السلام و علمدار رشید کربلا گزیده ی اشعاری تقدیم حضورتان می گردد.
ماه شعبان است و ماه رحمت است ***غرق شادى قلب آل عصمت است

شعر میلاد امام حسین علیه السلام

امشب اى ياران نويد آورده ‏ام
مژده از عيدى سعيد آورده ام


ماه شعبان است و ماه رحمت است
غرق شادى قلب آل عصمت است


خاصه امشب سوم اين ماه نور
ماه فيض و عزت و ماه سرور


ماه لطف و رحمت پروردگار
جلوه‏ دار طلعت هشت و چهار


بس از اين مه پيك سرمد مى ‏رسد
از فضا بوى محمد مى ‏رسد


امشب عيد افتخار آدم است
عيد مولود عزيز خاتم است


مژده بايد گفت عبداللَّه را
مولد مسعود ثاراللَّه را


امشب آرى مقتدا از ره رسيد
سومين نور هدى از ره رسيد


عاشقان فيض جلى را بنگريد
نور چشمان على را بنگريد


جبرئيل است و ملك در زمزمه
روى آورده به بيت فاطمه


جمله سرمستند از بوى حسين
شيفته بر روى دلجوى حسين


دم به دم گويند با شور و شعف
تهنيت بر احمد و مير نجف


هم به زهرا مادر آن نازنين
بر زبان دارند صدها آفرين


وقت آن شد فطرس آيد پيشتر
آنكه باشد از همه دلريش‏تر


آنكه از قهر الهى سوخته
ديده بر فيض حسينى دوخته


بال و پر بر مهد مولا مى‏ كشد
پر به سوى آسمانها مى ‏كشد


بر زبان دارد به وجد و شور و شين
اين منم آزاده ى دست حسين


هر كه از جا به عزّ و احترام
سوى مولايم كند عرض سلام


اين ارادت را به تكريم و شتاب
مى‏رسانم محضر آن مستطاب


اى خوشا تائب كه با شوقى تمام
بر عزيز فاطمه گوئى سلام

**********************************

 

امام عاشقان
اى دل دوباره قلب ما را شاد كردند
مرغ دل ما را زغم آزاد كردند


گفتند ميلاد امام عاشقانست
زين مژده خيل عاشقان را شاد كردند


وقتى شكوفا شد گل رويش ملائك
جشن طرب برپا در اين ميلاد كردند


امشب خطيبان فلك بر منبر نور
در وصف و مدحش خطبه ‏ها ايراد كردند


وارستگان عشق با نور ولايش
بنيان عشق و معرفت بنياد كردند


از تابش مهر هدايت بود از اول
گم كرده راهان را اگر ارشاد كردند


هر كس چو فطرس روى بر اين آستان كرد
او را ز بند درد و غم آزاد كردند


بوسيد تا زير گلويش را محمد
قدوسيان از كربلايش ياد كردند


آن دم كه زهرا بر حسينش گريه مى ‏كرد
پيغمبر و حيدر ورا امداد كردند


قنداقه‏ اش را تا خدا بردند و در عرش
خاصان درگاه خدا را شاد كردند


روزى كه او را باز هم بر عرش بردند
كروبيان ناله كنان فريادكردند


يك قطره از درياى وصف او نگفتند
هر چه »وفائى« شاعران انشاء كردند

منبع:rasekhoon.net

**********************************************

اشعار برگزیده ولادت امام سجاد (ع)

به دنیا آمدى تا مطلبى دیگر بیاموزم
من از رفتار تو الله را اکبر بیاموزم

کلاس درس شد سجاده ات، من روز میلادت
نشستم تا جهان را پاى این منبر بیاموزم

بریزم دور این ناعلم هارا و منِ خود را
بدون واسطه از ساقى کوثر بیاموزم

سر شب در تَعَلُّم سر به مهر کربلا بگذار
سحر بردار سر از سجده تا از سر بیاموزم

دعا در حق دشمن کردن و با دوست سر کردن
مرام شیعه را در سطح بالاتر بیاموزم

زبان تائبین وخائفین را پانزده گانه
به هنگام دعا از چهارمین حیدر بیاموزم

طریق روضه خواندن را ز. تو آموختم، اما.
طریق نوکرى را باید از قنبر بیاموزم

دعا را از ابوحمزه، مکارم را از اخلاقت
تجافى جهان را از همین منظر بیاموزم

هر آن چیزى که میبینم دلیلش کربلا باشد
اگر چیزى می‌آموزم به چشم‌تر بیاموزم

فرات مست را از چشم، تل را از سر شانه
ته گودال را از گودى حنجر بیاموزم

و مصداق شنیدن کى بود مانند دیدن را
بخوانم زندگیت را، مگر بهتر بیاموزم

اگر دیدم گلوى غنچه اى رد میشود از تیغ
شبیه تو گریز بر على اصغر بیاموزم

****************************************************

اشعار ولادت حضرت ابوالفضل (ع)

جمعمان جمع كه تا نقش خيالي بزنيم
كوچه باغي برويم و پر و بالي بزنيم

 

پاي حافظ مِي اي از شعر زلالي بزنيم
جمعمان جمع بياييد كه فالي بزنيم

 

شاهِ شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان
كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان

 

بگذاريد از اين فاصله بويي بكشيم
در ِخُم را بگشاييم و سبويي بكشيم

 

تيغ ابروي كجش را به گلويي بكشيم
صد و سي و سه نفس نعره ي هويي بكشيم

 

از دلِ ما چه به جا مانده؟ كه غارت كرده
پسر سوم زهراست قيامت كرده

 

ماه و خورشيد دو حيران و دو سرگردانند
سالها دل سر ِ اين طايفه ميگردانند

 

بال در بال فرشته غزلي ميخوانند
ما همه بنده و اين قوم خداوندانند

 

آمده تا ز علي تيغ دو دَم را گيرد
قد برافرازد و بر دوش علم را گيرد

 

جمع مِهر و غضب و جذبه و زيبايي را
در تو ديديم مسيحايي و موسايي را

 

محشري كن كه ببينند دل آرايي را
برده اي ارث از اين سلسله آقايي را

 

حق بده مات شود چشم ، تماشا داري
هرچه خوبان همه دارند تو يكجا داري

 

آسمان پيش قدمهات به حيرت افتاد
كهكشان وقت تماشات به زحمت افتاد

 

موج برخاست و از آنهمه هيبت افتاد
كوه تا نام تو را بُرد به لكنت افتاد

 

اين علي هست خودش هست جنابش آمد
خوش به حال دلِ زينب كه ركابش آمد

 

تشنه خاكيم و ترك خورده ولي دريا تو
شوره زاري همه با ماست وَ باران با تو

 

و نوشتيم كه يا هيچ پناهي يا تو
دلمان قُرص بُوَد ، قُرص چرا؟ زيرا تو

 

بعد مرگم به هواي حرمت پر گيرم
من كفن پاره كفن زندگي از سر گيرم

 

رگِ پيشاني تو تا كه تَوَرم ميكرد
لشگر انگار كه با مرگ تكلم ميكرد

 

دست و پا را نه فقط راهِ نفس گم ميكرد
بيرقت در وسط دشت تلاطم ميكرد

 

تو سليماني و تختت وسط ميدان است
چقدر سر ز سر ِتيغ تو سرگردان است

 

ميكشي تا وسط معركه ها طوفان را
بند آورده نگاهت نفس ميدان را

 

تا كه ارباب بگيرد به سرت قرآن را
ميدرد نعره ي تو زَهره ي سرداران را

 

شور ِآن قله كه آتش فوران كرد تويي
آن كماندار كه ابروش كمان كرد تويي

 

سايه بان دلِ زينب دلِ ما هم با توست
حاجتي گرچه نگفتيم فراهم با توست

 

ماهِ شب هاي محرم تويي و دم با توست
اي علمدار ِ ادب شور محرم با توست

 

دستِ ما نيست كه در پاي غمت ميگرييم
لطف زهراست كه زير علمت ميگرييم

 

بي تو از چشم حرم خونِ جگر ميريزد
خون از ساقه ي صد تير و تبر ميريزد

 

و رباب اشك به لبهاي پسر ميريزد
خيز از خاك و ببين خاك به سر ميريزد

 

ابرويت بند دلش بود كه از هم وا شد
واي بر حال سكينه كه سرت دعوا شد












نسخه چاپی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





نسخه چاپی صفحه

آمار مراجعه کنندگان به وب سايت

بازديد کنندگان آنلاين:5
بازديد امروز سايت:1738
بازديد اين صفحه:1492139
تعداد کل بازديد:9498321

آدرس:

ياسوج-بلوار شهيد مطهري-دانشگاه علوم پزشکي ياسوج

تلفن تماس:

074-33337230-31

دورنگار:

074-33337230

انجمن ها


انجمن سلامت دانشگاه